![]() |
![]() |
|
|
داستانهاي خوب چيني :توجه بسيار به بُرد و باخت ( سود و زيان) Houyi the archer shooting at the suns. www.tqnyc.org ![]() اِپُك تايمز روزي روزگاري تير انداز ماهري به نام هواي بود كه به
سختي تمرين مي كرد و آنقدر به مهارت بالايي رسيده بود كه يك درخت را مي توانست از
صد قدمي بزند. او در حالت ايستاده ، نشسته ، سوار بر اسب مي توانست با دقت بسياري تير اندازي كند و
هميشه به هدف ميزد و هرگز تيرش به خطا نمي رفت. تمام مردم نشانه گيري برتر او را
با شگفتي تحسين مي كردند . پادشاه زيا دربارة كمانگير شنيد و چون قبلاً هم نمايش او را
ديده بود واز او قدرداني كرده بود مشتاقانه تصميم گرفت او را به كاخ دعوت كند تا
شخصاً مهارتهايش را ببيند و از كمال مهارت او در تيراندازي لذت ببرد . پس پادشاه زيا دستور داد كه او را بياورند و به محوطه باز
در باغ سلطنتي ببرند آنها يك سيبل مربعي كه در وسط آن يك هدف يك اينچي (54/2
سانتيمتر )ساخته شده از پوست حيوانات را
در باغ گذاشتند . پادشاه به هواي اشاره كرد و گفت : "امروز اينجا دعوت شده اي
كه با استفاده از اين (سيبل ) مهارتهايت را به نمايش بگذاري . براي اينكه اين
نمايش بيهوده نباشد بگذار پادش و مجازاتي را برايت درنظر بگيرم : اگر به هدف بزني
ده هزار يانگ طلا (هر يانگ معادل 50 گرم مي باشد ) به تو پاداش مي دهم و اگر
نتواني ، ملك و املاك تو را به هزار مستخدم واگذار مي كنم پس حالا شروع كن .
" بعد از شنيدن سخنان پادشاه ،هواي ، چيزي نگفت و چهره اش
غمگين شد . او به آرامي 100 قدم فاصله از هدف گرفت ، به نظر به سختي گام برمي داشت . بعد يك تير ر ادر كمان خود گذاشت و
حالت گرفت و ريسمان را كشيد . به محض اينكه درباره اتفاقاتي كه بعد از رها كردن كمان رخ
مي داد فكر مي كرد ، هواي بي پروا ، نفسهايش سريعتر شد و دستهايش به لرزه افتاد و
بعد از چند بار هدفگيري نتوانست ريسمان را رها كند . سرآخر تصميمش را گرفت و ريسمان
را رها كرد ؛ برخلاف انتظار تيرش چند اينچ دورتر از هدف يك اينچي به سيبل خورد .
رنگ بر چهرة هواي نماند و تير ديگري برداشت ولي نتوانست تمركز كند و تيرش از قبل
هم دورتر خورد . كمان و تيرهايش را جمع كرد و با لبخندي سرد از پادشاه
خداحافظي كرد و كاخ را ترك كرد . پادشاه كه نمي توانست سرگشتگي اش را پنهان كند با
نااميدي از زيردستانش پرسيد : "چرا
اين كماندار ماهر كه هميشه با دقت بسيار تير مي انداخت ، امروز كه جايزه و مجازات
براي او تعيين كردم اينقدر بد عمل كرد ؟" زير دستانش به او توضيح دادند كه : هميشه كه هوايي تير اندازي مي كرد برايش چيزي بجز يك تمرين ساده نبود. با حالت ذهني عادي ، مهارتش نيز بطور طبيعي خوب بود .امروز كه نتيجة تيراندازيش دقيقاً به علاقه هاي حياتي اش ربط پيدا كرد ، چطور مي توانست با آرامش مهارتهايش را بطور كامل به نمايش بگذارد ؟ بنظر مي رسد كه شخصي شايسته عنوان تيرانداز كامل است كه توجهي به بُرد و باخت (سود و زيان )نداشته باشد". |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 20:50 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تمامی عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 خرداد 1387 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 آذر 1384 |
|
RSS
|
اين وبلاگ را صفحه ی خانگی خود کنيد
