تبليغاتX
درباره فالون دافا - تقوا ، شادي و شانس

تقوا ، شادي و شانس

شويان، در دورة امپراطوري سونگ، كودكي صادق و باهوش بود. او مقاله­هاي بسيار خوبي را در 7 سالگي نوشته بود. او آنقدر در 15 سالگي با استعداد بود كه توسط امپراطور به سِمَت قاضي استان منصوب شد. با آنكه شانس اين را داشت كه مستقيماً به امپراطور معرفي شود، ولي در امتحانی شركت كرد كه 3100 نفر شركت كننده داشت. وقتي امتحان شروع شد و فهميد كه سوألات را قبلاً حل كرده بود و تكراري بود، دستش را بالا گرفت و با مدير امتحانات صحبت كرد:" جناب، من اين سوأل را قبلاً حل كرده­ ام. من امتحان عادلانه اي مي خواهم. آيا مي­توانيد يك سوأل عادلانه به من بدهيد ؟"

درخواستش صادقانه بود. وقتي سؤال جديد را گرفت، آنرا به دقت خواند. براي لحظه­ اي فكر كرد و بدون توقف شروع به نوشتن كرد. رئيس امتحانات از استعداد او تعجب زده بود. اول اينكه با وجود برتريِ او و امكان معرفي ­اش به امپراطور­، خواست كه در امتحان شركت كند­. بعد هم خواست كه سوأل جديدي به او بدهند.­ صداقت برايش احترام كسب كرد. نه تنها خبرش در ميان ديگر شركت­ كنندگان پخش شد، بلكه حتي امپراطور از آن آگاه شد. امپراطور شويان را احضار كرد و او را تحسين كرد :"تو نه تنها داراي استعداد واقعي و درستي هستي، بلكه تقواي صداقت را نيز داري "اين تقوا به شويان كمك كرد كه بعدها به مقام (totem pole)محافظ پرچم برسد .  

صداقت و تقوا به طور طبيعي خوشبختي را با خود بهمراه مي آورد. بنابراين هركس بايد مايملكش را از يك راه درست كسب كند. امروزه در جامعه مدرن ،بعضي از مردم ثروتشان را از راه صدمه زدن به ديگران و روشهاي بي­ شرمانه بدست مي آورند. براي مثال ، جان وو در نونگ باشي يك معاون دادگاه بود. در 20 جولي 2007 او مأموريت غير قانوني محكوم كردن تمرين كنندگان فالون گونگ را و همچنين پاداش بزرگ مالي را نيز بهمراه آن پذيرفت. مادرش براي منصرف كردن او از اين موضوع تلاش كرد و به او هشدار داد كه تمامي تمرين كنندگان فالون گونگ مردمي خوب و عاري از نفس هستند. او گفت : " به هيچ چيزي كه براي من اتفاق خواهد افتاد اهميتي نمي دهم. چرا اين فرصت را براي پول بدست آوردن از دست بدهم ؟" بعد از چند روز ،در اداره به زمين افتاد و روز بعد از سكته مغزي مُرد. او تنها فرزند خانواده­اش بود، او همسر، پسر و مادرش را به دليل محافظت از آنها (با درآوردن پول كثيف )ترك كرد . مادرش اعتقاد دارد كه مرگش به خاطر مجازات كارمايي­ اش بود (مجارات ناشي از عمل گناه آميز).

آنهايي كه مثل جان وو با آسيب زدن و خسارت وارد كردن به ديگران بدنبال ثروت و به اصطلاح "شادي " هستند ،قلب پاك مهربان را كه در ذات طبيعي انسان است را از دست مي دهند . در واقع فقط تقواهايي مثل صداقت و درستكاري مي تواند منجرب به ثروت و خوشبختي در راهي درست و پايدار شود .

با صحبت كردن دربارة خوشبختي ، با مثالي از يك برنامه به نام " رؤياي كوتاه " مي توانم توضيحاتم را تكميل كنم ."رؤياي كوتاه " برنامه اي از گروه نمايشهاي رقص الهي از نمايش­هاي سال جديد چيني مي باشد . برنامه يك داستان باستاني را به تصوير كشيد. در داستان، يك تائوئيست (پيرو راه تائو (دائو)) يك شاگرد را تشويق به دنبال كردن تزكيه مذهبي كرد. وقتي كه ذهن شاگرد با پول و ثروت مشغول شد، تصميم گرفت كه ديگر خودش را تزكيه نكند. براي بيدار (هشيار) كردن شاگرد، تائوئيست يك رؤيا براي شاگرد ساخت و او در حالي كه منتظر پخته شدن غذايش بود به خواب رفت و در خواب ديد كه به مرتبه اي بالا رسيده، با دختري زيبا ازدواج كرده ؛خانواده بزرگي دارد و ثروت و كاميابي بزرگي به هم زده است. با اين وجود در خواب، او و خانواده اش ناگهان به خاطر اختلاس او، به مرگ محكوم شدند. رؤيا سالهاي بسياري از زندگي آشفته ­اش را به تصوير كشيد. وقتي بيدار شد، برنج آماده شده بود. شاگرد ياد گرفت كه زندگي همچون يك روياست؛ شهرت و خوشبختي زودگذرند. چندين سال مي تواند در يك لحظه از جلوي چشمان بگذرد. سپس او در مقابل تائوئيست زانو زد و از او خواست كه او را در راه تزكيه راهنمايي كند. از آنجا كه خوشبختي زودگذر است، چرا او بايد آن كارها را براي فرسوده كردن و خسته كردن ذهنش و نهايتاً آسيب رساندن به خودش انجام دهد؟ 

ترجمه از سايت فالون دافاي :

http://www.pureinsight.org/node/5382

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 20:53  توسط | 

اين وبلاگ را صفحه ی خانگی خود کنيد Add to Google